|
|
|
|
|
دلم بحال دست هایم می سوزد به حال چشم هایم که ترا نمی بینند دلم برای خودم که با تو بودن را حرام کرده است می سوزد ولی نه سوختن و نه ساختن هیچ چیز دیگر مرا به با تو بودن نخواهد رساتد می دانم
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
انتحار به پایان رسیده است |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
من تازه فهمید ه ام |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
ساده ما
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
بازگشتی نیست
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
به چیزی جز مهربانی نیازمند نیستیم
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
من مسافری هستم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
استخوانهای درد را دفن کرده ام
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
من هنوز انسانم وقتی هنوز فکر می کنم تا وقتی که هنوز می توانم میزان درد را که خون مرا آلوده کرده بسنجم هنوز انسانم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
می آییم قلم به دستم هنوز زنده بود
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
آنگاه که باد خنیاگری آغاز کرد جلوه ات را آب های رهگذر رقصان در ذهن خویش ثبت می کنند . تا هرگز زلال بودن فراموششان نشود
پی نوشت : این نوشته لا به لای نوشته ها ی دیگر بود نمیدانم من نوشته ام یا از آن کسی دیگر است ! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی یاس های دلم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
زوزه می کشیم وقتی که درد گرگ می شود
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
عصیان خفته در " من ام " |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
گناه می کنیم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
آفتاب فردا
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
مرد برفی همیشه می خندید
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
ایمان به چه درد می خورد
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
دستهایم را پل می کنم
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
خاطره ها را
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
چشم که می بندم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
آنقدر نزدیک گشته ای که با اشاره میفهمی با لمس درک می کنی بگو در کدام نقطه مرا تمام می کنی ؟ بگو از کدام ارتفاع تلخ گذشته های سنگینم سقوط می کنند ؟ عریانی ام در کدام تاریخ ثبت می شود ؟
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
مر گ نمی ترساندم هرگز به زندگی پا نمی نهد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
این آسمان که اینگونه سمج با ابرها ستیز می کند
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
کسی به زندگی با من فکر میکند دردناکی عشق از این بیشتر نمی شود من در درون خویش کسی را نمی بایم که مانند اولین عشقی که آفریده شد کسی را را عاشقانه بخواهد من در تازه ترین وحشتم که هر روز صحنه ای به آن وصل می کنم کسی را انگار با خودم در کویر ی که اسمی برایش نمی دانم به سمت سراب می برم
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
لاشخورها به بهشت می روند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||
|
|
|
|
|
گاه هوس میکنم از زیستن دست بردارم تنها به آنچه از مرگ مانده بسند ه کنم چه زیستنی است که از مرگ دردناک تر جلوه می کند ؟ مرگی که مثل تصویر عجوزه ای نفرت انگیز است .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت توسط خاکستر سرد
|
|
||